تبليغاتX
مسیح صورت دیده خدای نادیده...

عیسی براستی کیست و چرا مسیحیان او راخود خدا میخوانند؟                                          

اين  سئوالی است که عده زیادی از مردم دررابطه با عیسی مسیح  از خود می پرسند. عیسی که بود و چه کرد و اصولا ماهیت و ماموریت او چه بود؟ 

 در این موردعقاید و باورهای مختلفی وجود دارد. عده ای او را یک پیامبر می دانند و عده ای دیگر او را یک معلم بر جسته اخلاق معرفی میکنند. گروهی او را یک انسان مافوق طبیعه و معجزه گر می شناسند که برای زمانی خاص در دنیا همانند ما می زیست و اعمال عجیب و خارق العاده ای را انجام می داد.

اما مسیحیان بعنوان پیروان او، او را خداوند معرفی میکنندابتدا نگاهی کنیم بهشهادت عینی  یحیی که او رادیده بود و با او میزیست همچنین   کلام خداکه در رابطه شخصیت عیسی مسیح چه میگوید یکی از شاهدین و هم دوران های عیسی مسیح یحیی پیامبر می باشد که اصطلاحا درمیان ما ایرانیان به حضرت خضر معروف شده است. یحیی در مورد عیسی مسیح چنین می گوید:

 این همان بره ای است که خدا فرستاده تا برای آمرزش گناهان تمام مردم دنیا قربانی شود. این همان کسی است که گفتم بعد از من می آید ولی مقامش از من بالاتر است، چون قبل از من وجود داشته است.(از گفته های یحیی پیامبر، انجیل یوحنا فصل اول آیات بیست و نهم و سی )

 

کتاب مقدس بدفعات در مورد شخصیت عیسی مسیح، ماهیت و ماموریت او سخن میگوید. در اینجا فقط چند نمونه را ذکر میکنم

در انجیل یوحنا عیسی مسیح بعنوان کلمه خدا معرفی شده است که از ابتدا بوده و همه چیز بواسطه او آفریده شد و بغیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت،(انجیل یوحنا فصل اول آیه سوم)

 

عیسی مسیح در کتاب عبرانیان بعنوان فروغ جلال خاتم جوهر خدا معرفی شده است.(کتاب عبرانیان فصل اول آیات یک تا سه)

در کتاب فیلیپیان عیسی بعنوان شخصیتی معرفی می شود که دارای ماهیتی خدایی است، اما این شخصیت با کنار گذاشتن قدرت و جلال خود بشکل یک انساندر میان مخلوقات خود ظاهرشد،(کتاب فیلیپیان فصل دوم آیات شش وهفت )

 

کتاب کولسیان عیسی مسیح را چهره دیدنی خدای نادیده معرفی می کند و همچنین اعلام میدارد که تمام عالم هستی بوسیله عیسی مسیح بوجود آمد. یعنی هر آنچه در آسمان و زمین است. عالم روحانی با فرمانروایان و تمام بزرگان.

او کنترل کننده تمام عالم هستی می باشد......

 

( کتب مذکور از کتب ۶۶ گانه کتاب مقدس هستندعیسی بروشنی و بدفعات خود را بدیگران آنگونه که بود معرفی نمود اگر چه این موضوع باعث خشم و نارحتی بسیاری از رهبرای مذهبی زمان نیز می شد

 او خود را نور عالم معرفی میکند که تنها از طریق او منتهی به حیات می گردد او خود را تنها راه رسيدن به خداوند معرفی ميکند .

 

او خود را ابتدا و انتها معرفی میکند: اینک بزودی می آیم(بازگشت دوباره او ) واجرت من با من است تا هرکسی را بر هر حسب اعمالش جزا دهم.

من الف و یاء ،ابتدا و انتها و اول و آخر هستم،(کتاب مکاشفه فصل 22 آیه دوازده و سیزده )

 

خداوندگاری عیسی مسیح موضوعی است  که مسیحیان بر آن باورند واین تعلیم کلام خدا و نتیجه روبر شدن با عیسی زنده میباشد. بدین شکل می توان دید که ايمان به خدايی عيسی مسيح موضوع ابداعی نیست که مسیحیان یا عیسی مسیح از خود ابداع کرده باشد بلکه حقیقتی است که از ازل وجود داشته است.

بعبارت دیگر باید گفت این مسیحیان نبوده اند که یک انسان را بمقام خدایی رسانده اند بلکه شهادت خود خدا و عملکرد عیسی مسیح بر روی زمین بود که نشان میداد این شخصیت همانی

 است که انبیا در مورد او پیشگویی نموده اند

 

مسلما درک این موضوع همانند یک مسئله علمی و یا ریاضی نخواهد بود که با چند ضرب و تفریق برای همگان عیان گردد. امروزه افراد بسیاری با پذیرش ادعاهای عیسی مشکل دارند همانطور که علمای دینی یهود هم زمان عیسی با آن مشکل داشتند. ایشان ادعا می کردند که عیسی یک انسان است که ادعا خدایی می کند و خود را با خدا برابر می شمارد اما حقیقت این است عیسی همان خداست.

بله عیسی خدای فاعلی است که در فاعلیت خود مفعول بودن را پذیرفت تا نجات مخلوق دست خود باشد. مخلوقی که برای نجات او بجای فرستادن پیامبریدیگر این بار خود شخصا وارد عمل شد تا یکبار و برای همیشه دیوار جدایی گناه و خطا را که مابین انسان و خدا حائل شده بود را از میان بردارد. بهمین دلیل است که کلام خدا میگوید: در اثرکاری که مسیح در حق ما انجام داد، خدا راهی را مهیا کردتا همه چیز را، چه در آسمان و چه درزمین بسوی خود باز آورد.

 

بعبارت دیگر جانبازی مسیح بر روی صلیب و خونی که او برای ما ریخت همه ما را با خدا صلح داده است.( کتاب کولسیان فصل اول آیه بیستم )

 امروز این حقیقت میتواند برای هر کسی که بدنبال آن باشد بتوسط خدا آشکار گردد.

 بله خدا قادراست که خود را بدیگرانی که میخواهند بشناساند نه برحسب علم و دانش و تجربیات شخصی ما و یا اصول اعتقادی و باورهای ما از او بلکه آنگونه ای که او هست.

 

 دعا ميکنم که خداوند با تک تک شما ملاقات داشته باشد تا اين حقيقت را دريابيد...

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 11:37  توسط نیوشا | 

بیاییدازجلال دهندگان نام خداوند باشیم

تمام عناصر طبیعت مثل خورشید ،ماه، ستارگان ،درختان جنگل،گلها، باران و برف ، رودخانها، نهرها ،کوهستانها ،حیوانات و پرندگان، خدای خالق را حمد میگویند .( آیاتی از کتاب مزامیرفصل ۹۸ آیات ۷و۸)(مزامیر۱۴۸آیات ۱-۱۰)

چقدر بیشتر از آن خداوند مشتاق است که انسان او را جلال دهد.

 د ر میان تمام مخلوقات ،انسان با تمامی برتریهایی که بردیگرمخلوقات دارد کمتراز سایرین درجهت جلال خداوند زندگی میکنند.

پرندگان با خواندنشان،با پرهای زیبا، و پروازهای قدرتمندشان ، با نگهداری از جوجه هایشان  و ساختن لانه...فکر هر بیننده ای را به خدای خالق و توانا جلب میکند و زبان را به تحسین او باز میکنند.

درختان با برگهای زیبا ،با ثمرات رنگارنگ و خوش طعم‌، با گستراندن سایه ای بر زمین داغ تابستان ،برای عابری خسته ،شعف پرستش و تحسین خدا را د رما بر میانگیزاند.

ماه زیبای شبهای تاریک ، چشمان هزاران را بخود خیره میکند و د رآرامش سکوت شبانه ،ذوقهای خلاق را بیدار میکند تا د روصف عشق ومحبت بسرایند...و خدای محبت را حمد گویند.

خورسید با صفات خود ...گلها با عطر و بو و رنگهای متنوع ، شادابی و سرزندگی را به ببندگانش نثار میکند و از خالق زیبا آفرین خود سخن میگویند.

به هر آنچه مینگریم با صفات و اعمال و نحوه زیستشان خالق خلاقشان را جلال میدهند .

ما انسانها که ادعای عقل و خرد و فهم میکنیم ، گویش و منطق و اراده ازاد خود را تمایز بین خود و سایر مخلوقات میدانیم چقدر خدا را جلال میدهیم؟ما که خود را اشرف مخلوقات میدانیم ما که خو د را نماینده خدا بر زمین میدانیم ( به عقیده برخی مذاهب) زندگی و اعمال ما چقدر نام خداوند را جلال میدهد؟ چقدر باعث بزرگی واحترام نام او هستیم؟

زندگی و اعمال ما انسانها خیلی وقتها نه تنها خدا را جلال نمیدهدبلکه موجب زیر سوال بردن قدرت، عدالت ،و محبت خدا میشود،گاها شده که کسانی بخاطر اعمال ما حتی خدا را کفر گفته اند .و یا داد زده اند که خدایا تو کجایی تو اصلا وجود داری!!! اگر داری چرا حق ما را از این ( ظالم ـ قاتل ـ دزد ـ د روغگو ـ دزد ناموش ـ کلاه بردار ـ .......) نمیگیری؟؟؟؟

هرچی بدی و بدبختی و بلا و خونریزی و ظلم و ویرانی .....در دنیا هست ، ا زجانب ما انسانهاست. ما اشرف مخلوقات ...دروغ میگیم ، فحش و دشنام میدیم، مسخره میکنیم ، دنبال ناموس دیگرانیم ، حسادت میکنیم ، نفرین میکنیم‌، سر دیگران را کلاه میذاریم ،مفت خوری میکنیم ، خیانت میکنیم و.....

وای برما ، برما گناه کاران ،که  مثلاروزی خدا ما راشبیه بخودش آفریده بود . تا مانند او محبت کنیم .پس کجاست آن شباهت؟ کجاست آن روحی که خدا از خود درما دمیده بود؟ا آن والایی مقام کجاست؟

کاش آدم وحوا چشم ما را بر  گناه باز نمیکردند. کاش میل به گناه از آنها به ما سرایت نمیکرد... هرچی میکشیم ازاین قلب بیمار و روح ویروس گرفته ماست. ویروس گناه ، سرطان مرگبار گناه...وچقدر دل خداوند از داشتن چنین بندگانی غمیگین است.

به یقین تو ،توی خواننده دلت میخواد از این نوع آدمها نباشی میگی میخوام که زندگی من ،حرکات و رفتار من ، سخنان و ...من برای جلال دادن نام خداوندم باشد ...میخواهم که من هم مانند آن گل زیبا طوری زندگی کنم که هرکی مرا دید از دیدن زندگی قدوس من ،ناخود آگاه خالق مرا بستاید.

اگر چنین آرزویی داری ، اگر از آن زندگی پرگناه و زشت که همه در آن دست و پا میزنند ،نفرت داری . خدا میخواد که الان ترا ازاین جماعت جدا کند ،ترا برای خودش کنار بذاره تا روی تو کار کند و جلال خود را در تو نمایان سازد.

  ماانسانها خلق شده ایم تا محبت کنیم همانطور که خالقمان محبت است.

خدا میفرماید دو حکم دارم که همان حکم ، حکم اول و آخر است. ۱ـ محبت کردن بخدا با تمامی دل و با روح و راستی ۲ـ محبت کردن به دیگران حتی به دشمنانت .آنهم بی توقع.

اگر چنین کنی ثابت کرده ای که خدا را میشناسی و میپرستی.

زیرا خدا که محبت است ما نیز شبیه او (روحی) آفریده شده ایم . محبت صبور است‌، فروتن است ،مهربان است و حسادت نمیکند ،مغرور نیست ،خودستایی نمیکند ،به دیگران بدی نمیکند ،باعث رنجش کسی نمیشود،طمع نمیورزد، پرتوقع و خود خواه نیست ،کینه به دل نمیگیرد ،امین است ، بی انصاف نیست و از بی عدالتی خشنود نمیشود ،وفادار است و سعادت دیگران را میخواهد و.....

اگر آن دو حکم را اجرا کنیم تمامی اینها درما جاری خواهد شد زیرااز گناه بخشیده خواهیم شد و مجددا از روح مقدس خداوند متولد میشویم .

خداوند برای آنانی که می خواهند از هلاک شدگان و گناهکاران جدا شوند راهی مهیا کرده است.و آن صلیب عیسی مسیح است ، تا هرکسی به او نگاه کند وایمان آورد تقدیس شود ، گناهانش با خون مسیح شسته شود و با این بخشش و فیض ، تا ابد برای خدا درقدوسیت زیست کند. آنگاه تمام لحظات حیات او موجب جلال نام خداوند خواهد شد.

بیایید از جلال دهندگان نام خدای قدوس باشیم .

هرکی میخواهد خدا را جلال دهد و از روح خدا ازنو متولد شود گناهانش بخشیده شود . شخصیت او متحول وعوض شود...دستها را بالا کند و بگوید.

ای خداوند قدوس ، اعتراف میکنم گناه کارم ، اعتراف میکنم که تو بخاطر گناهان من جسم پوشیدی و بر روی صلیب به جای من مردی ، خون پاک تو ریخته شد و بعد از سه روز بر مرگ پیروز شدی و زنده گشتی تا من نیز د راین  کار تو بر مرگ و اسارت گناه غالب آیم ...اقرار میکنم تو تنها نجات دهنده من هستی ، به قلب و زندگی من وارد شو ، از روح خود به من حیات و تولد دوباره بده ، عنان زندگیم را بدست گیر و از من انسانی بساز شایسته نامت ...تا ابد در من بمان و من نیز د رتو ، تا برای جلال نامت زیست کنم . در نام عیسی مسیح آمین.

اگر این دعا را با تمامی قلب و با صداقت کردی ، دوست عزیزم بهت تبریک میگم ، بازگشت به اغوش پدر آسمانی راو تولد دوباره ات را تبریک میگم .

دعا میکنم برکات آسمانی و روحانی خداوند هم اکنون در زندگیت جاری شود واز روح او پر شوی ،دعا میکنم با قوت روح القدس تمامی زندگیت  قدوس و مبارک گردد ، و دراین قوم برگزیده خداوند که خداوند برای خودش کنار گذاشته است تا ابد زیست کنی .

در نام پر قدرت و قدوس عیسی مسیح خداوند آمین

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 16:44  توسط نیوشا | 

 

روی عکس کلیک کنیدلطفا 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 19:56  توسط نیوشا | 

مناجات

خدايا اي پدر اسماني نام مقدست پرجلال باد نامت برسر همه زبانها جاري و متبارک باد.همه زبانها نام ترا به نيکويي بسرايند . نامت زينت همه قلبها باد .
ملکوتت بيايد اي پدروپايه هاي تخت پادشاهيت را بر قلبهايمان استوار گردان زيرا درمان همه دردها؛مرحم همه زخمها؛ ارامش همه جانها و شادي همه قلبها فقط با ملکوت تو ميسر ميشود .

پادشاهيت برقرار شود اي پادشاه عادل که غير تو پادشاهي نخواهم .اراده ات برزمين نيز انجام شود همانطور که در اسمانها انرا به انجام رسانده اي که اراده تو نيکوست و بهترين .

نان کفاف امروز ما را تو عطا فرما که روزي رسان فقط تويي ما را به غيرمحتاج مگردان ريرا به دستان تو چشم دوخته ايم که ما را عادتي غير اين نيست .به پرندگان اسمان نگاه ميکنيم که نه ميکارند و نه درو ميکنند و تو اي خالق؛ قوت انها رامهيا ميکني پس چقدر بيشتر به فکرماخواهي بود که عزيزترين مخلوق و فرزند توييم .
گناهان مارا ببخش که گناهکاريم که اگر ياريمان ندهي درگناه خود خواهيم مرد ؛گناهان ما را ببخش اي قادر مطلق تا مانيز ياد بگيريم و بتوانيم گناهان ديگران راببخشيم.زيرا ميدانيم در بخشش رهايي است و نجات.
خدايا اي خالق بي همتا مارا به ازمايش در مياور که اقرار ميکنيم ضعيف و ناتوانيم ؛بلکه ما را از شر شرير در اغوش امين خود محفوظ بدار وتيرهاي خصمانه او را به سوي خودش برگردان که غير تو پناهي نمي يابيم..
زيرا ملکوت و قدرت و جلال و پادشاهي و قداست فقط و فقط از ان توست تا ابدالاباد.
به نام نامي عيسي مسيح يگانه منجي بشريت ....آمین


+ نوشته شده در  شنبه 24 دی1384ساعت 1:58  توسط نیوشا | 
تقدس 

خیلی از مسیحیان میگن که ما تقدس داریم و یا مقدسیم ٬اگر مقدس بودن را بیگناه بودن تعریف کنیم باید بگم که تنها عیسی مسیح بود که مقدس بود .ما مسیحیان نیز مانند انسانهای دیگر هر روزه با امکان گناه روبرو میشیم و گاهی نیز گناه میکنیم .اما معنی تقدیس در کتاب تورات وانجیل به معنی (جدا کردن ٬اختصاص دادن و مقدس ساختن است )

یعنی خدا ما را و هرکسی را که به عیسی مسیح ایمان بیاره ٬ از نظر روحانی از بقیه مردم دنیا برای  خود جدا میکند٬ آنها را بلند میکند و در خانواده خود و در حضور خود قرار میدهد . و ما از آن پس به خدا اختصاص داریم مال خود خداییم و برده و بنده و فرمانبردار دنیا و نیروی حاکم بر دنیا نیستم .ما فرزندان خدا میشیم و خداوند بر روح و شخصیت ما کار میکند تا هر چی بیشتر از گناه پاک بشیم و بیشتر به شباهت عیسی مسیح در بیایم تا شایستگی زندگی در حضور خداوند را تا ابد داشته باشیم .

میدونیم که نفس انسان بر روح و جسم انسان حکومت میکند اما وقتی به عیسی خداوند ایمان میاریم روح القدس که در ما ساکن است به ما یاد میدهد وقدرت میدهد که ما بر نفس حاکم بشیم و این چیزیست که مردم دنیا ندارن...درگیری نفس و روح تا موقع مرگ با ما هست و همانطور که کلام خدا میگوید : آنانی نجات میابند که تا به اخر بایستند .     د ر چی بایستند؟ در پاکی ونجاتی که خون مسیح برای مافراهم کرده ...چون هنگامی که به مسیح ایمان میاریم تمامی گناهان ما بخشیده میشه ما از بردگی شیطان و محکومیت مرگ آزاد میشیم  اما برای حفظ این نجات باید همچنان درپاکی  باقی بمانیم .

دعا میکنم که به هدایت و قوت روح القدس تا ابد در این نجات بایستیم. و از خداوند میطلبم تا شرایط لازم برای کسانی که این نجات را ندارن فراهم کند تا آنان نیز فرزند او شوند . در نام قدوس خداوندمان عیسی مسیح آمین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 20:15  توسط نیوشا | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آبان1384ساعت 13:50  توسط نیوشا | 

يگانه راه رستگاری

حدود يکهزار و هشتصد سال قبل از ميلاد مسيح، يعقوب پيامبر در خواب نردبانی را ديد که برزمين برپا شد. آن نردبان سرش به آسمان می رسيد و فرشتگان خدا بر آن صعود و نزول می کردند (سفر پيدايش ٢٨ : ١٢).

نردبانی که يعقوب در خواب مشاهده کرد و زمين را به آسمان متصل می نمود، همانند راه مستقيمی است که به خدا منتهی می گردد. پيامبران اين راه را از دور ديدند و ايمان داشتند که روزی بين انسان گناهکار و خدای مقدس چنين راهی برقرار خواهد شد.

عيسی مسيح يگانه راه رستگاری

عيسی مسيح تنها راهی است که به خدا منتهی می شود و همانند نردبانی که يعقوب در خواب ديد، زمين را به آسمان متصل نموده است. انبياء با هدايت روح خدا در باره او پيشگوئی نمودند و مسيح برطبق پيشگوئيهای انبياء از باکره متولد شد، به خاطر گناه بشر بر روی صليب مرد، در روز سوم با بدنی غيرفانی و پرجلال دوباره زنده گشت و سپس به عالم بالا برده شد و در عاليترين جايگاه افتخار نشست.

عيسی مسيح يگانه راه رستگاری می باشد. کلام خدا می فرمايد: "در هيچکس ديگر، رستگاری نيست و در زير آسمان هيچ نامی جز نام عيسی به مردم عطا نشده است تا بوسيله آن نجات يابيم" (کارهای رسولان ٤: ١٢).  مابين خدای حقيقی و انسان، يک راه بيشتر وجود ندارد و اين راه عيسی مسيح می باشد. مسيح فرمود: "من راه و راستی و حيات هستم، هيچکس جز بوسيله من نزد پدر نمی آيد" (يوحنا ١٤: ٦)مسيح از ازل با خدا بود و در ماهيت و ذات کاملاً با خدا همانند می باشد. اما او برای رستگار نمودن انسان، جلال و شکوه آسمانی خود را کنار گذاشت و به شکل انسان در ميان ما زندگی کرد. مسيح خدای ناديده را بطور کامل آشکار کرد و با مرگ خود بر صليب، جريمه گناه جهانيان را پرداخت. شخصيت منحصر بفرد مسيح از دو طبيعت کامل الهی و انسانی برخوردار است. مسيح انسان کامل و خدای کامل می باشد، بهمين علت او تنها واسطه بين خدا و انسان است.

چطور می توان رستگار شد؟

ابتدا بايد با فروتنی بپذيريم که گناهکار هستيم. کلام خدا می فرمايد: "همه گناه کرده اند و از جلال خدا محرومند" (روميان ٣: ٢٣).  چنانچه خود را با مسيح بی گناه که چهره ديدنی خدای ناديده است مقايسه کنيم، بخوبی می فهميم که گناهکاريم.  سپس بايد از گناه توبه کرده، عيسی مسيح خداوند را که بعد از مرگ دوباره زنده شد، بعنوان نجات دهنده خود بپذيريم و از او بخواهيم تا با خونش که بر روی صليب ريخته شد قلب گناه آلود ما را بشويد و آنرا پاک نمايد. کلام خدا می فرمايد: "زيرا خدا مسيح را بعنوان وسيله ای برای آمرزش گناهان، که با ايمان به خون او بدست می آيد، در مقابل چشم همه قرار داده  و با اين کار، خدا عدالت خود را ثابت نمود زيرا در گذشته بسبب بردباری خود گناهان آدميان را ناديده گرفت تا در اين زمان، عدالت خدا کاملاَ به ثبوت برسد، يعنی ثابت شود که خدا عادل است و کسی را که به عيسی ايمان می آورد نيک میشمارد" (روميان ٣: ٢٥ و ٢٦

(هر کس به مسيح، که پس از مرگ زنده شد ايمان بياورد، قلبش از گناه پاک می شود، روح خدا در وجودش ساکن می گردد و زندگی جاويد می يابد.  رستگاری يا نجات، هديه بی نظيری است که بمحض اينکه به مسيح ايمان آوريد به شما عطا می گردد. يقيناً خدا مايل است همه آدميان هديه رستگاری يا نجات را دريافت نمايند. اما اين هديه موقعی به انسان داده می شود که شخصاً آنرا از مسيح زنده درخواست کند.)

دوست گرامی، آيا مايليد هديه رستگاری را از خداوند بخشنده دريافت کنيد؟ کلام خدا می فرمايد: "زيرا اگر با لبان خود اعتراف کنی که عيسی، تنها راه نجات است و در قلب خود ايمان آوری که خدا او را پس از مرگ زنده ساخت نجات خواهی يافت" (روميان ١٠: ٩).

مسيح زنده منتظر تصميم شماست. به او روی آور که رستگار خواهی شد. او با صلیبش پلی شد بردره فاصله بین و ما خدا ٫همان فاصله ای که با گناه بین ما و خدا ایجاد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آبان1384ساعت 10:17  توسط نیوشا | 

 

خوش بحال مسکینان در روح ،زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان خواهد بود .

این نخستین تعلیم ثبت شده مسیح است و شاید هم مهترین آن،زیرا بدون مسکین بودن در روح نمیتوان وارد ملکوت آسمان شد .

جهان می اموزد که برای برخورداری از برکت ؛ باید قدرتمند،ثروتمند و متکی به خود بود اما این اشتباه است چون قدرتمندان و ثروتمندان نیز مانند سایرین برای رسیدن به حضور و ملکوت خداوندو برای دریافت برکت آسمانی  باید در روح مسکین شوند .

مسکین شدن در روح به معنی خالی شدن ا ز خود است ، پیش از آنکه بتوانیم با برکات خداوند پر شویم ابتدا باید خالی شویم.

اما خالی شدن یعنی چه؟یعنی طبیعت و منیت کهنه و گناه کار ،متبکر، مغرور، خودخواه ، حریص ، طماع، و......ما باید ابتدا بمیرد .باید هر آنچه درماست و از خدا نیست نابود شود باید تهی شویم باید مسکین شویم تا آماده دریافت روح پر برکت و پر قدرت خداوند شویم.

این امر برای ما به دو صورت میسر میشود : اول اینکه د رحضور خداوندمان عیسی مسیح اعتراف کنیم که گناه کاریم ومرده ایم  ،چون طبق کلام خدا ، گناه یعنی دوری از خدا و دوری از خدا یعنی مرگ. و از مسیح بخوایم تا گناهان ما را ببخشد و به ما تولد نو که همان تولد روحانی است بدهد.

و دوم اینکه برای کسانی که این زندگی نو و تولد روحانی را دریافت کرده اند باید بدانند که مسکین شدن د رروح به قدرت ما نیست ، با تلاش و کوشش ما نیست که مسکین میشویم بلکه باید با همان روحی که از خدا به هنگام ایمان به مسیح به ما داده میشود با خدا رابطه شفاف وعمیق و هر روزه داشته باشیم تا خداوند ضعفها ، نقصها ، ناتوانیها و حتی چیزهایی که تکیه ما بر آنهاست و از غرور ما ناشی میشود را به مانشان دهد ، تا از بتهای کوچکی که در طی سالها زندگی در گناه برای خود ساخته ایم مطلع شویم و آنها را پای صلیب مسیح بشکنیم و اقرار کنیم که ما با خون او آزاد شده ایم و نمیخواهیم غیر ا زمسیح کسی حاکم بر زندگی و روح ما باشد و به دین صورت مسیح به ما کمک میکند تا یک زندگی روحانی پیروزمند داشته باشیم.

او ابتدا ما را مسکین خواهد کرد و بعد  ملکوت وتمام آنجه که دارد را به ما میبخشد.

 مسکین بودن د رروح یک خصلت طبیعی نیست بلکه خصلتی روحانی است ، فروتنی باطنی است ،بسیاری ادعای فروتنی میکنند  و با زبان خود میگویند که من ا زخود هیچی ندارم و ضغیف و ناتوان هستم ...اما د ردلشان به انچه که میگویند اعتقاد ندارند و هنوز تکیه گاه ها و دست آویزهایی در نهان دلشان دارند تا به آن متوصل شوند .....

در مقابل خداوند قدوس و پر جلال و قادر ؛ ما هیچ چیز نداریم که بتوانیم به آن افتخار کنیم ؛ نمیتوانیم به موقعیت اجتماعی ،شهرت ، تحصیلات ، مهارتها ، ثروت  وحتی کارهای نیک خود ببالیم . همه اینها در مقابل خدای خالق ناچیز و فانی است . ما ا زخود چیزی نداریم که شایسته بردن به حضور خدا باشد فقط باید ظرفهای خالی باشیم تا او ما را پر کند.

دعا کنیم که فروتنی ما در روح باشد تا چشمان روحانیمان باز شود و وجود ما معبد پاکی برای حضور خداوند زنده باشد ، زیرا خداوند میفرماید : من در مکانهای بلند و مقدس ساکنم و نیز در وجود کسی که روحی متواضع و توبه کار دارد، تا دل او را زنده سازم و نیروی تازه به او بخشم (اشعیا ۵۷-۱۵). آمین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آبان1384ساعت 23:26  توسط نیوشا |